گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر.با اعتماد زمان حالت را بگذران.و بدون ترس برای آینده آماده شو.
.
+
نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 14:44 توسط سعیده
به پیش روی من, تا چشم یاری می کند, دریاست! چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست! در این ساحل که من افتاده ام خاموش, غمم دریا, دلم تنهاست. وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست! موج, با من می کند نجوا, که:"هرکس دل به دریا زد رهایی یافت! که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت..." مرا آن دل که بر دریا زنم, نیست! ز پا این بند خونین بر کنم نیست, امید آنکه جان خسته ام را, به آن نادیده ساحل افکنم نیست.